
پشتیبانی:09234713622


تفسیر جامع» اثر آیت الله سید محمدابراهیم بروجردى (م، 1384 ش)، تفسیر کامل قرآن به زبان فارسی و مشتمل بر روایات آثار روایی مانند تفسیر عیاشى و تفسیر قمى است؛ از این رو، روش اصلى مفسر در این تفسیر، روش روایى و مأثور است. مفسر در مقدمه خود بر تفسیر جامع انگیزه خود را چنین مىنویسد: «دیر زمانى بود شوق و آرزو داشتم که ای کاش پروردگار جهانیان، این بنده ضعیف را به لطف و کرم خود مفتخر مىفرمود و عنایت سبحانى و توفیق رحمانى شامل حالم می شد تا تفسیرى فارسى با بیانى سهل و ساده از فرمودههاى ائمه اطهار و اولیاى بزرگوار می نوشتم تا شیعیان فارسى زبان و تابعان خاندان محمد صلّى اللّه علیه و آله از آن بهرهمند شوند و ذخیرهاى براى روز معاد بشود، لیکن ابتلاآت روزگار و آلام روحى و جسمى موجب تأخیر مىشد تا بر سبیل اتفاق به منزل یکى از دوستان متدین گذارم افتاد و صحبتى از تفسیر قرآن و ودایع پیغمبر اکرم و اهمیت آن دو ثقل بزرگ شد، مرا تحریص و ترغیب نمودند، در همان مجلس توفیق حضرت کبریایى و توجه نظر حضرت ولى عصر حجة ابن الحسن عسکرى روحى و ارواح العالمین له الفداء که روز مولود مسعودش بود قرینم شد و بنام نامى آن امام همام از همان روز شروع به کار نمودم و آرزوهاى گذشته را به مرحله عمل درآوردم.»معرفى اجمالی تفسیر «تفسیر جامع» محصول تدریس سید ابراهیم بروجردی (1296-1384 ش) در مسجد برای عامه مردم و آغاز آن سال 1335 تا 1340 شمسی است. بخشی از مجلدات این تفسیر در سال های 1317-1324 ش انجام گرفته و از این جهت تفسیر جامع را باید در شمار نخستین ترجمه های معنایی معاصر از قرآن نام برد که بر ترجمه الهی قمشه ای نیز مقدم است. این تفسیر به زبان فارسى و در هفت جلد، عهدهدار تفسیر تمامى قرآن به روش ترتیبى مىباشد. از تفاسیر روایى معاصر که از زاویه حدیث به تفسیر نگریسته محسوب مىگردد، همواره معانى آیات را با جستجو در روایات دنبال کرده است، از این روى، نقش و روش این تفسیر، گردآورى روایات اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و گزینش آن بوده است. بنابراین هر جا موضوع و سخنى مربوط به آیه و سورهاى از قرآن بوده به روایات استشهاد کرده است. ایشان در مقدمه مىنویسد: «ما به خواست خداوند آنچه را اهل نزول و خاندان وحى و تنزیل بیان و تفسیر فرمودهاند، عینا نقل بمعنى نمائیم و به زبان فارسى بیان کنیم و از هر گونه اظهار نظر (چون به نص روایات متواتره حرام است) خوددارى مىنماییم». همچنین وی در مقدمه کوتاه خود بر جلد دوم تفسیر مىنویسد: «از این جهت ما در این تفسیر از نقل آراء فاسده مردمان و بیانات فلاسفه و عرفاء و از سخنان ابوحنیفه و قتاده و عضدى مسلکان، دورى جسته و صرف نظر نمودیم و هرگز بیان نخواهیم کرد، چه این عمل تجاوز کردن از امر و دستور خداوند و ائمه باشد.»