
پشتیبانی:09234713622


آملیا در حال تمیز کردن اتاق زیرشیروانی مادر بزرگش است که ناگهان کتابی را میبیند. داستانهایی که خواب شب را از شما میگیرند اما وقتی برای برگرداندن کتاب به کتابخانه میرود به او گفته میشود که کتاب به آنجا تعلق ندارد. آملیا از روی کنجکاوی شروع به خواندن داستانهای کتاب میکند. داستانهایی از حوادث عجیب و غریب در شهرهای اطراف از یادداشتهایی بیپایان، از پیچکهای کدو حلوایی، از جشنهای تولدی که طبق برنامه پیش نمیروند و از کارتهای تاروت نفرین شده. در مرکز تمام داستانها خانوادهای از جادوگران قرار دارند به آملیا گفته میشود که جادوگران میتوانند شبیه هر کسی باشند. زمانی که داستانهای كتاب در دنیای واقعی به واقعیت تبدیل میشوند و رابطهی خوفناک آنها آشکار میشود. آملیا به تدریج متوجه میشود که ممکن است در داستانی ترسناک از خودش قرار داشته باشد…